4F1535C5472DD8794A48A5F8C9E815E

                وبلاگ#مهرزاد

با نام و یاد او     

              ​   فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی

ادامه نگارخانه X

تکنولوژی و چالش‌های فرا‌رو،

 

*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و در جهت غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.


 

موضوع: جنبه هاي اجتماعي تكنولوژي، 

نام كتاب: تكنولوژي و چالش هاي فرارو،
گردآورندگان: داوود رجبی نیا و عباس معلمی،

 

مشخصات نشر: مركزپژوهش ها،

مشخصات ظاهري: ١٢٠ صفحه،

 

وضعيت فهرست نويسي: فيپا
شابك:
۹۷۸-۹٦٤-٥۱٤-۱٥٥
۹۷۸-۹٦٤-٥۱٤-۱٥۸


کتاب تکنولوژی و چالشهای فرارو، به بررسی تأثیر تکنولوژی مدرن بر فرهنگ، هویت، اعتماد و معنویت انسانی پرداخته‌ است.

قسمت هایی از متن کتاب:

 

چرا اطلاعات بیشتر، ما را گیج‌تر می‌کند؟
آیا اینترنت ما را داناتر کرده یا سرگردان‌تر؟
در دنیای امروز، اینترنت همچون اقیانوسی بی‌کران از داده‌ها در اختیار ماست.


اما این حجم عظیم اطلاعات، واقعاً به افزایش دانش ما انجامیده است؟
یا ما را در مردابی از اخبار بی‌ربط و محتوای زائد غرق کرده است؟


در این نوشتار، با نگاهی به آرای اندیشمندان برجسته، بررسی می‌کنیم که چرا عصر دیجیتال، با وجود تمام فرصت‌های طلایی، به بحرانی برای تفکر نقاد و خودآگاهی جمعی بدل شده است.


اینترنت، تهدیدی برای دانش یا فرصتی برای یادگیری؟


بسیاری از صاحب‌نظران حوزه رسانه معتقدند، جهان دیجیتال بیش از آنکه به رشد علمی کمک کند، بشر را دچار سرگردانی کرده است. در این میان، مهم‌ترین مهارت زندگی، تشخیص اطلاعات مفید از بی‌فایده است.


در عصر ما، دانستن این نکته که آموختن چه چیزهایی بی‌مورد است، از هر دانشی واجب‌تر شده است.

فضای مجازی، مرز بین واقعیت و خیال را کمرنگ کرده و سواد اطلاعاتی را به یک ضرورت انکارناپذیر برای بقای ذهنی تبدیل ساخته است.


بحران اعتماد، چرا نباید هر خبری را باور کرد؟
یکی از معضلات اساسی این عصر، مسئله اعتماد است.


در گذشته، رسانه‌ها خبر را منعکس می‌کردند، اما امروز خود به تولیدکننده واقعیت مجازی تبدیل شده‌اند.

رقابت شدید میان شبکه‌های خبری، ما را به سمت اعتماد کورکورانه سوق می‌دهد.

صحنه‌سازی رسانه‌ای، علاقه مردم به واقعیت مجازی را افزایش داده و سپس همان را تأمین می‌کند.

بسیاری از منتقدان، این چرخه را نوعی افیون رسانه‌ای می‌دانند که در اختیار صاحبان قدرت قرار دارد.


سرعت گسترش جهل، سریع‌تر از دانش!
نکته هشداردهنده اینجاست که هرچند بر حجم دانش افزوده می‌شود، اما سرعت گسترش نادانی از آن بسیار پیشی گرفته است.


در بازار پرتلاطم امروز، در کنار حفظیات، باید مهارت یادگیری را هم فرا بگیریم.
نیمه‌عمر علوم روزبه‌روز کوتاه‌تر می‌شود و گاهی پیش‌تازی در دانش، قدرت‌آفرین‌تر از خودِ دانش است.


تکنولوژی، هم‌زمان عطاکننده و ستاننده،
تکنولوژی مدرن، با ایده‌پردازی و اسطوره‌سازی، ذهن ما را از مسیر اصلی خود منحرف می‌کند.


هر فناوری جدید، همچون سکه‌ای دو روست. مزایا و معایب آن هرگز به طور یکسان توزیع نمی‌شوند.
گروهی سود می‌برند و گروهی متضرر می‌شوند.


تکنولوژی مدرن می‌خواهد بر طبیعت و زندگی ما چیره شود، درحالی‌که ما باید بر آن تسلط داشته باشیم، نه برعکس،
مشکلاتی نظیر گرسنگی، خشونت یا بیماری‌های روانی، ریشه در کمبود اطلاعات ندارند، بلکه ناشی از فراموشی ارزش‌های انسانی هستند.


مثال ملموس: اتومبیل را تصور کنید. در کنار سرعت و راحتی، هوای شهرها را سمی کرده و توازن اکولوژیک را برهم زده است. 


خودآگاهی در سرزمین هیچ، فضای مجازی و بحران هویت،

منتقدان فناوری، فضای مجازی را مکانی می‌دانند که خودآگاهی انسان در آن گم می‌شود.
کاربران اینترنت، با ساختن هویت‌های چندگانه و نمایشی، ارتباطات چهره‌به‌چهره را فراموش می‌کنند.


بدترین تصویر از زندگی مجازی، افرادی هستند که انباشته از اطلاعات‌اند، اما نمی‌دانند با آنها چه کنند.
اینان  معتادان به اطلاعات هستند.


بشر در طول تاریخ، اغلب با چشمانی بسته به استقبال تکنولوژی رفته و بیشتر به فکر برآوردن نیازهای فناوری بوده تا نیازهای فرهنگ، 
امروز باید با چشمانی باز حرکت کنیم.

پیش از آنکه به استخدام تکنولوژی درآییم، آن را به خدمت خود درآوریم.

 

نقد مدرنیته از نگاه برخی اندشمندان،

برخی معتقد هستند که مدرنیته با وجود دستاوردهایش، ما را دچار دل‌زدگی و  فردگرایی افراطی کرده است.
آنها سه معضل بنیادین را برای جامعه مدرن برمی‌شمارند:


1- فردگرایی: انسان امروز، دیگر آرمانی برای فداکاری ندارد و تنها به دنبال آسایشی فلاکت‌بار است.

2- عقلانیت ابزاری: معیار موفقیت به بیشترین کارایی تقلیل یافته و راه‌حل‌های تکنولوژیک، به بهای نابودی محیط ‌زیست و معنویت تمام شده است.

3- استبداد مدرن: آزادی، زیر چکمه دولت‌های به‌ظاهر دموکراتیک رنگ باخته و سبکی خاص از زندگی، بدون اختیار به انسان تحمیل شده است.


تکنوپولی، سیطره تکنولوژی بر فرهنگ جامعه،
تکنوپولی، فرهنگی است که در آن، تکنولوژی به جای ابزار، به بت و هدف تبدیل می‌شود.


- در تکنوپولی، عقلانیت ماشینی جای معنویات را می‌گیرد.
- امریکا به عنوان اولین کشور تکنوپولیکی شناخته می‌شود، چون بیش از هر فرهنگ دیگری خود را تسلیم ماشین کرده است.

- جامعه شناسان هشدار می‌دهند که اگر تکنولوژی بر دنیای نمادین و سنتی غلبه کند، فرهنگ بشری به دام جبر تکنولوژیک می‌افتد.
- باید از تقدس زدایی تکنولوژی دست برداریم و آن را نقد پذیر بدانیم.

 

تکنولوژی مدرن، علاوه بر تخریب محیط‌زیست، رابطه معنوی انسان با صنایع دستی و هنر را نیز از بین برده است.
در فرهنگ های باستانی، هنر و صنعت همواره با خداوند پیوند داشته، اما ماشین‌سازی مدرن، این زنجیره مستمر را گسسته است.


کار در کارخانه‌های مدرن، ملال‌آور و تهی از خلاقیت شده است.
شهرهای سنتی که وحدت اخلاق و تجارت را به نمایش می‌گذاشتند، جای خود را به برج‌های سرد و بی‌هویت داده‌اند.

 

روشنفکران جوامع، باید به دو نکته حیاتی توجه کنند:

1. حفظ محیط زیست: اگر به فوریت به بحران‌های زیست‌محیطی نپردازیم، نابودی اجتناب‌ناپذیر است.
2. احیای معماری سنتی: باید نسل جدیدی از معماران تربیت شوند تا طراحی شهری  را احیا کنند و تکنولوژی را در خدمت روابط انسانی نگه دارند.

آینده تکنولوژی و نگرانی‌های جهانی،


تکنولوژی مدرن، کیفیت زندگی را نه تنها بالا نبرده، بلکه با القای نیازهای کاذب، ما را به سمت مصرف‌گرایی و حریص‌تر شدن سوق داده است.


منتقدان هشدار می‌دهند که بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی، اگر مهار نشوند، زندگی بشر را دگرگون خواهند کرد.
ترس اصلی از اینجاست که این تکنولوژی‌ها در انحصار شرکت‌های بزرگ درآیند و عدالت را نابود کنند.


خیلی از گروههای منقتد، خواستار ضابطه‌گذاری برای مهندسی ژنتیک و ممنوعیت شبیه‌سازی انسانی شده است.
کامپیوترها، به گفته برخی منتقدان، مستعمره‌ساز هستند و توانایی ما را برای درک طبیعت و فرهنگ‌های دیگر کاهش می‌دهند.


توسعه به سبک غربی، همراه با نوآوری‌های بی‌رویه و رشد اقتصادی صرف، نه تنها پاسخگوی نیازهای واقعی بشر نیست، بلکه او را به سمت پرتگاهی بزرگ سوق می‌دهد.


برای عبور از این بحران باید و حرکت به سوی توسعه‌ای متفاوت:

1. به جای انباشت اطلاعات، به پرورش حکمت بپردازیم.
2. بین تکنولوژی‌های مفید و مخرب تفکیک قائل شویم.
3. ارزش‌های انسانی و عدالت را بر سود مادی مقدم بدانیم.


عصر دیجیتال، همچنان که فرصت‌های بی‌نظیری آفریده، تهدیدهای جدی برای هویت، اعتماد و تفکر ما به همراه داشته است.
کلید طلایی مواجهه با این عصر، نه در مصرف بیشتر اطلاعات، بلکه در تسلط آگاهانه بر ابزارها و بازگشت به خردورزی اصیل انسانی است.


نظر شما چیست؟
آیا تکنولوژی شما را به آرامش رسانده یا بر سرگردانی‌های شما افزوده است؟
نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

 


 

برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری نماییم.

رعایت الگوی مصرف به میزان لازم و بدون اسراف در منابع، جزء میراٍث عاقلانه ما، برای نسل آینده می باشد.

غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات

enriching Business Administration by Information & Communications Technology

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

بازگشت