4F1535C5472DD8794A48A5F8C9E815E

                وبلاگ#مهرزاد

با نام و یاد او     

              ​   فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی

ادامه نگارخانه X

دفترچه ممنوع، روایتی از اسارت زنانه در جامعه‌ای مردسالار، ترجمه بهمن فرزانه،

 

*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و در جهت غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.

 


 

از متن کتاب:

این یادداشتهای روزانه زنی است، از عصر ما با تربیتی قدیمی. او پلی است در میان دو نسل، والریا گرفتاری های زندگی زناشویی خود را حکایت می کند. زندگی او در سه کلمه خلاصه می شود:

 

کار، خستگی، تنگدستی،

 

میرلا، دختر بیست ساله اش خواستار زندگی بی قیدوبند و آزادی نامحدودی است که در ایتالیای پس از جنگ باب شده است.
ریکاردو، پسرش جوانی است، بی اراده و بسته به زنجیر تن و کودن،


شوهرش مردی است خون سرد و راحت طلب و بی خیال، گویی عشق جدیدی، در پی ربودن دل چنین زنی است هر چند که شوهر دارد و دختر و پسرش بزرگ شده اند...

 

از آنچه در ماههای اخیر حس کرده و زندگی کرده ام تا چند لحظه دیگر جز بوی سوختگی چیزی در این پیرامون نخواهد ماند.

 

خانواده در دوران ما، گرفتار دردهایی است که بی چون و چرا زنان با آن آشناترند.
دفترچه ممنوع آینه تمام نمای گرفتاری ها و رنج هایی است که در دل مادر خانواده خانه می کند.

 

از همین روست که این اثر را از پرارج ترین آثار بیست ساله پس از جنگ می شناسند.
رمان دفترچه ممنوع، اثر آلبا دسس پدس، داستان زنی به نام والریا است، که با نوشتن خاطراتش، پرده از نارضایتی‌های پنهان در خانواده‌ای سنتی برمی‌دارد.


معرفی رمان دفترچه ممنوع و نویسنده آن:

 

دفترچه ممنوع، عنوان یکی از مشهورترین رمان‌های آلبا دسس پدس، نویسنده ایتالیایی کوبایی است، که بهمن فرزانه آن را به فارسی ترجمه کرده است.

این نویسنده در اغلب آثار خود به مسائل زنان و دغدغه‌های آن‌ها در جامعه پرداخته و این رمان نیز از این قاعده مستثنی نیست. داستان با راوی اول شخص روایت می‌شود.

 

ویژگی‌ای که معمولاً باعث همذات ‌پنداری مخاطب با شخصیت اصلی می‌شود، اما دسس پدس به‌خوبی از این تکنیک استفاده کرده تا خواننده نه ‌تنها با راوی همراه نشود، بلکه گاه در جایگاه منتقد او قرار گیرد.

 

 خلاصه داستان دفترچه ممنوع:

 

رمان روایتگر زندگی والریا، زنی است که پس از جنگ جهانی دوم در رم، در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی، با همسرش میشل، دخترش میرلا و پسرش ریکاردو زندگی می‌کند.

 

داستان از جایی آغاز می‌شود که والریا یک دفترچه خاطرات می‌خرد تا روزمرگی‌های خود را ثبت کند. او در ابتدا گمان می‌کند این دفترچه روایتگر زندگی شاد و ایده‌آل او خواهد بود، اما کمکم ‌دریافت می‌کند که نه عشق، بلکه ساختارهای اجتماعی و هنجارهای تحمیلی، خانواده‌اش را کنار هم نگه داشته است.

 

پایان داستان با تصمیم تأسف‌ بار والریا برای سوزاندن همان دفترچه سیاه رقم می‌خورد، چراکه از حقایق تلخ آگاه شده، اما توان تغییر وضعیت را در خود نمی‌بیند.

 
یکی از مفاهیم کلیدی در این رمان، جامعه‌ای که در آن هنجارها و ارزش‌های سنتی زیر سؤال رفته‌اند و الگوی مشخصی برای عمل وجود ندارد.

ایتالیای پس از جنگ، نمونه‌ای بارز از چنین جامعه‌ای است که در آن ارزش‌های مربوط به زن بودن و خانواده دچار تزلزل شده‌اند. در این میان، شخصیت‌های داستان واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند:

 

میرلا، دختر خانواده، در تعریف الگوی جدیدی برای زندگی موفق می‌شود، اما والریا در این مسیر ناکام می‌ماند و در نهایت تسلیم می‌شود.

 والریا، مادری درگیر وظایف دوگانه،

 

نخستین نکته‌ای که در داستان جلب توجه می‌کند، فشار سنگین وظایف خانه‌داری بر دوش والریاست. او هم‌زمان شاغل است و همه مسئولیت‌های خانه را نیز به‌تنهایی بر عهده دارد.

 

با اینکه شرایط جنگی او را ناچار به کار بیرون از خانه کرده، اما این موضوع هیچ‌گونه تغییری درانتظارات سنتی از او ایجاد نکرده است. والریا در ابتدا زنی راضی و خوشبخت به نظر می‌رسد، اما در جریان خاطره‌ نویسی، کمکم به نارضایتی‌های عمیق خود پی می‌برد.

 

او بارها از خود می‌پرسد چرا این همه مسئولیت را پذیرفته و گاه تصمیم می‌گیرد خدمتکاری استخدام کند، یا کار را رها سازد، اما هر بار از اتخاذ تصمیمی قطعی عاجز می‌ماند. والریا اگرچه از نظر ذهنی به هنجارهای سنتی خانه‌داری پایبند نیست، اما ترس از قضاوت دیگران مانع از هرگونه عصیان می‌شود.

 

نقل قول زیر از او به‌خوبی این دوگانگی را نشان می‌دهد:

 

اغلب از کار زیاد خانه و از اینکه اسیر خانه و خانواده‌ام هستم، شکایت می‌کنم... ولی این اسارت به من نیرو می‌دهد. این افتخار به‌مناسبت عذابی که می‌کشم به من داده می‌شود... می‌ترسم اگر بگویم کمی استراحت کرده‌ام، آن وقت دیگر آن شهرت را که همه وقتم را صرف خانواده می‌کنم از دست بدهم.

 

حریم خصوصی مادران، دغدغه‌ای فراموش‌شده،

 

یکی دیگر از مسائل مهم در دفترچه ممنوع، موضوع حریم خصوصی است. والریا همواره نگران است که دفترچه‌اش توسط همسر یا فرزندانش خوانده شود و مدام جای آن را عوض می‌کند.


این اضطراب نشان می‌دهد که در ساختار خانواده‌های سنتی، جایی برای رازهای شخصی یک زن یا مادر، در نظر گرفته نشده است.

وجود چنین رازهایی، ساختار مردسالار را تهدید می‌کند، زیرا می‌تواند نشانه‌ای از استقلال فکری و فردیت باشد.

 

جالب اینکه این کمبود حریم خصوصی تنها محدود به والریا نیست. میشل، شوهر او نیز برای نوشتن فیلمنامه‌اش به اداره می‌رود و آن را آنجا نگهداری می‌کند.
اما این مسئله برای والریا شدیدتر است، زیرا او علاوه بر موانع بیرونی، با ساختارهای ذهنی درونی‌شده‌ای نیز دست ‌وپنجه نرم می‌کند که هرگونه حریم خصوصی را برای یک زن نکوهش می‌کنند.

 

همین فشار روانی است که در نهایت او را به سوزاندن دفترچه وادار می‌سازد.
رمان به‌خوبی سلسله‌ مراتب قدرت را در خانواده به تصویر می‌کشد:

 

پدر در رأس هرم، سپس فرزندان و در نهایت مادر در پایین‌ترین جایگاه قرار دارد. در خانواده والریا، این جایگاه مبتنی بر نقش اقتصادی نیست، بلکه برگرفته از سنت‌های مردسالارانه است.

 

جالب اینکه ریکاردو، فرزند پسر کوچکتر در خانواده ، با وجود رفتارهای آزادانه خود، به خود اجازه می‌دهد، روابط خواهرش میرلا را کنترل کند، رفتاری که همچنان در جوامع امروزی نیز دیده می‌شود.

 

میرلا فرزند دختر بزرگتردر خانواده، اما در برابر این اعمال قدرت مقاومت می‌کند و هزینه این مقاومت، تصمیم او برای ترک خانه و شروع زندگی مستقل است.

 

روابط زناشویی، عادت به جای عشق،

 

والریا و میشل همسر او، رابطه‌ای صمیمانه ندارند. والریا، کمکم به مادر میشل تبدیل شده و حتی او را ماما خطاب می‌کند. این زوج نه از روی عشق، بلکه از روی عادت در کنار یکدیگر باقی مانده‌اند.

 

از سوی دیگر، والریا خواستن و لذت بردن از روابط جنسی را حق خود نمی‌داند و این بخش از زندگی مشترک، پس از تولد فرزندان به حاشیه رانده می‌شود. این سرکوب جنسی در مورد میشل به شکلی دیگر بروز می‌کند.

 

او در فیلمنامه‌اش امیال پنهان خود را چنان آشکار به تصویر می‌کشد که تهیه‌کنندگان از سرمایه‌گذاری روی آن منصرف می‌شوند. میشل البته قدرت مالی و پس انداز اقتصادی بالایی هم، در جامعه و خانواده ندارد.

 

نقش دختر خانواده، میرلا، نسلی با درک متفاوت و آگاه،

میرلا به‌عنوان نماد نسل جدید، درک متفاوتی از زندگی دارد. او به مادرش می‌گوید:

ماما... تو خیال می‌کنی که اگر برای یک زن رضایت خاطری جز کار خانه و آشپرخانه وجود داشته باشد، گناه است... من نمی‌خواهم اینطور باشم.

 

میرلا ازدواج را امری حتمی نمی‌داند و به روابط عاطفی مبتنی بر احترام باور دارد، نه روابط قراردادی، او برخلاف بسیاری از زنان که خوشبختی را در ازدواج با یک مرد موفق جستجو می‌کنند، خودش می‌خواهد موفق شود.

 

پیام نهایی رمان؛ آگاهی یا سکوت؟

 

دفترچه خاطرات در این رمان، ابزاری برای آگاهی‌بخشی به والریا است. او از طریق نوشتن، به سستی باورهای پیشین خود پی می‌برد و نسبت به مفاهیمی چون مادری، همسری، عشق و خانواده دچار تردید می‌شود.

 

اما این آگاهی برای او آرامش نمی‌آورد، زیرا در جامعه‌ای که هنوز ساختارهای قدرتمند مردسالار حاکم است، راهی برای تغییر نمی‌یابد. به‌ قول خودش:

 

هرگز نمی‌توانم از حق آزادی خود بدون احساس شرمندگی و محکومیت دفاع کنم... برای میشل قبول اینکه من عاشق مرد دیگری که پولدارتر است، شده باشم، خیلی آسان‌تر از پذیرفتن آن است که من هم قادر به فکر کردن هستم.

 

در پایان، والریا دفترچه را می‌سوزاند، تا شیطانی را که لابه‌لای صفحات آن پنهان شده نابود کند، اما این اقدام نمادین، نشان‌دهنده شکست او در برابر ساختارهایی است که اجازه نمی‌دهند یک زن حتی فکر کردن را تجربه کند.

 

رمان دفترچه ممنوع فراتر از یک داستان ساده، آیینه تمام‌نمای جامعه‌ای است که در آن زنان ناگزیر از پذیرش نقشی از پیش تعیین‌شده هستند و هرگونه تلاش برای کسب هویت مستقل، با هزینه‌های سنگینی همراه است.

 

این کتاب برای هر خواننده‌ای که به جامعه‌شناسی خانواده و مسائل زنان علاقه دارد، اثری خواندنی و تأمل‌برانگیز است.

 


 

 

برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری نماییم.

رعایت الگوی مصرف به میزان لازم و بدون اسراف در منابع، جزء میراٍث عاقلانه ما، برای نسل آینده می باشد.

غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات

enriching Business Administration by Information & Communications Technology

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

بازگشت