4F1535C5472DD8794A48A5F8C9E815E

                وبلاگ#مهرزاد

با نام و یاد او     

              ​   فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی

ادامه نگارخانه X

باز آفرینی سازمان، کتابی از راسل ایکاف، Russell Ackoff

 

*با سلام و درود به مهمانان عزیز و کاربران گرامی وبلاگ#مهرزاد، ضمن عرض ادب و احترام، این صفحه به منظور اطلاع رسانی و برای نشر آگاهی و در جهت غنی سازی می باشد، خواهشمند است، هر گونه پیشنهاد یا انتقاد را به مدیر سایت بفرمایید. کار ما، با لبخند شما، کامل تر می گردد.

 


 

با مفهوم بازآفرینی سازمان، تفکر سیستمی راسل ایکاف و ۴ الگوی اصلی سیستم‌ها آشنا شوید و ساختار مدیریتی خود را برای قرن۲۱ بازطراحی کنید.

بازآفرینی سازمان، یعنی کنار گذاشتن روش‌های منسوخ و طراحی مجدد کل سازمان از پایه، به‌گونه‌ای که بتواند خود را با تحولات محیطی، فناوری و نیازهای جدید بازار هماهنگ کند.


در آینده‌ای نزدیک، بر اثر پیشرفت علم و به‌کارگیری هوش مصنوعی، بسیاری از رشته‌ها و مشاغل دچار تحول بنیادین یا افول خواهند شد. از آنجا که فناوری به کمک سازمانها آمده و استفاده از آن روزبه‌روز آسان‌تر می‌شود، برخی مشاغل به دلیل توانایی هوش مصنوعی در جایگزینی انسان، به‌تدریج حذف خواهند شد.

البته این فرایند حذف ناگهانی نیست، اما به‌تدریج فضای فیزیکی معنای فعلی خود را از دست داده و تجهیزات فنی کوچک‌تر می‌شوند. در نتیجه، ساختار مدیریتی به سمت مدل‌های مسطح (Flat) پیش می‌رود و روابط مجازی جایگزین سلسله مراتب خشک و سنتی خواهد شد.


برای درک بهتر این تغییرات، باید به اندیشه‌های راسل ایکاف (Russell Ackoff) و کتاب ارزشمند او مراجعه کنیم. هر فرهنگی دارای یک الگوی مشترک برای اندیشیدن است.

الگویی که همچون سیمانی، فرهنگ را استوار و به آن کلیت می‌بخشد. مشخصه اندیشیدن در هر فرهنگ، از برداشت آن فرهنگ از واقعیت و جهان‌بینی‌اش ریشه می‌گیرد.

یک تغییر در جهان‌بینی، نه‌تنها معانی فرهنگی را دگرگون می‌کند، بلکه آنچه تاریخ‌دانان، تغییر عصر، می‌نامند را رقم می‌زند.
یک عصر، دوره‌ای است که در آن جهان‌بینی متداول، نسبتاً بدون تغییر باقی می‌ماند.

ظهور عصر نوین، تا میزان زیادی مرهون، افزایش اطلاع رسانی ها و رشد آگاهی نسبت به ماهیت سیستم‌ها و به‌کارگیری این دانش ها در سازماندهی و مدیریت اثربخش است.


چهار الگوی اصلی سیستم‌ها از دیدگاه راسل ایکاف: 

شناخت انواع سیستم‌ها مبتنی بر این سوال است که آیا اجزای یک سیستم و خودِ آن سیستم به‌عنوان یک کل، هدفمند هستند یا خیر؟
منظور از هدفمند بودن این است که آیا اجزا یا کل سیستم، اختیار تعیین اهدافی که دنبال می‌کنند را دارند یا خیر؟ 

بر اساس این معیار، ایکاف چهار نوع سیستم و الگوی سیستمی را معرفی می‌کند:

1- سیستم‌های جبری و مکانیکی، در این الگو، نه اجزا و نه کل، هدفمند نیستند. 
مثال: هدف ماشین، برآورده کردن هدف سازنده‌اش است، نه هدف خودش،

2- سیستم‌های جاندار، در این الگو، کل هدفمند است، اما اجزا، هدفمند نیستند.
مثال: کل یا فرد، می‌تواند هدفدار باشد، ولی اجزای آن مثلاً پوست، اختیار تعیین هدف شخصی ندارند و برای تعیین اهداف کل نیز از اجزا نظرخواهی نمی‌شود.

3- سیستم‌های زیست‌محیطی، در این الگو، بعضی از اجزا  هدفمند هستند، اما کل از خودش هدفی ندارد.
مثال: موجودات داخل اکوسیستم، اهداف خود را دارند، اما کلِ اکوسیستم هدف خاصی را تعیین نمی‌کند. البته برای این مثال انتقادهایی به نویسنده وارد می شود و مخالفانی دارد.

4- سیستم‌های اجتماعی، در این الگو، هم اجزا و هم کل هدفمند هستند.
مثال: در خانواده، همه افراد می‌توانند اهداف شخصی داشته باشند و کل خانواده هم می‌تواند هدف خود را تعیین و دنبال کند. در این حالت، اجزا اختیار دخالت و تغییر اهداف کل را دارند و در آن سهیم هستند.


یکی از بزرگترین اشتباه مدیران، برخورد مکانیکی با سیستم‌های اجتماعی است.
متأسفانه در برخی موارد، خانواده یا سازمان به روش جبری و مکانیکی یا پدرسالارانه مدیریت می‌شود.

در این حالت، اهداف کل و اعضا توسط یک نفر تعیین می‌گردد. تا زمانی که اعضا فاقد قدرت کافی برای تعیین سرنوشت خود باشند، همه‌چیز تحت کنترل به نظر می‌رسد، اما با افزایش قدرت و آگاهی اعضا، نظم ظاهری فرو می‌ریزد و اصرار بر ادامه روش‌های جبری به نتایج فاجعه‌باری منتهی می‌شود.


قانون طلایی ایکاف:
هرگاه الگوهای مربوط به یک دسته از سیستم‌ها مثل مکانیکی، در سیستم‌های دسته دیگر مثل اجتماعی، به کار گرفته شود، امکان تصمیم‌گیری‌های اثربخش به‌شدت کاهش می‌یابد.

اگر با یک سیستم اجتماعی یا یک شرکت تجاری، مثل یک سیستم مکانیکی برخورد کنیم، در بلندمدت، کمترین نتیجه را خواهیم گرفت.


زنگ خطر برای مدیران:
سازمان شما در چه دامی گرفتار است؟
قبل از ادامه مسیر، از خودتان این سوالات کلیدی بپرسید!

1.  الگوی ذهنی شما برای اداره کردن یک سیستم اجتماعی مانند شرکت تجاری، منطبق با کدام یک از ۴ الگوی معرفی شده است؟

2.  ما در چه عصری زندگی می‌کنیم و آیا ابزارهایمان متناسب با این عصر است؟

3.  آیا فرهنگ رفتاری ما در محیط کار با زیردستان و بالادستان سازمانی‌مان یکسان است؟

4.  آیا انتظار داریم مدیران بالاتر به ما اختیارات لازم را بدهند، اما هم‌زمان از اعطای اختیارات مشابه به کارکنان خودمان نگران هستیم؟

5.  آیا با این قبیل تناقضات می‌توان منسجم ماند و منسجم عمل کرد؟

کتاب بازآفرینی سازمان نوشنه راسل ایکاف، طرحی برای سازمان‌های سده بیست و یکم، یکی از مهم‌ترین منابع برای درک تحول سازمانی و تفکر سیستمی است.

راسل لینکلن ایکاف Russell L. Ackoff یک فیلسوف و دانشمند در زمینه علوم سامانه‌ها و تحقیق در عملیات، اهل ایالات متحده آمریکا بود.

مترجمان: تقی ناصرشریعتی، اسماعیل مردانی گیوی، سیاوش مریدی،
ناشر: انتشارات سازمان مدیریت صنعتی،

محورهای اصلی مباحث کتاب: مدیریت، سازمان صنعتی، تحول سازمانی، برنامه‌ریزی سازمانی، تفکر سیستمی،
سرفصل‌های کلیدی کتاب:

- ماهیت سیستم‌ها و انواع الگوهای سیستمی،

- انواع مدیریت و صورت‌بندی بی‌سامانی،

- پی بردن به موقعیت و درک مفهوم آن،

- برنامه‌ریزی هدف واینکه به کجا باید رفت؟

- برنامه‌ریزی ابزار و چگونگی رسیدن به اهداف؟

- برنامه‌ریزی منابع وآنچه برای رسیدن به هدف نیاز است.

- اجرا، کنترل و یادگیری مستمر،

- سلسله‌مراتب دموکراتیک و سازمان حلقوی،

- شناخت اقتصاد و بازار،


نظر شما چیست؟
آیا در سازمان شما هنوز از مدل‌های جبری و مکانیکی، برای مدیریت سیستم‌های اجتماعی استفاده می‌شود؟

تجربه شما از برخورد با هوش مصنوعی، در محیط کار چیست؟ نظرات ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید.

 


 

 

برای حفظ درختان و تعادل حیات، به جز موارد بسیار ضروری، ازچاپ روی کاغذ، خودداری نماییم.

رعایت الگوی مصرف به میزان لازم و بدون اسراف در منابع، جزء میراٍث عاقلانه ما، برای نسل آینده می باشد.

غنی سازی برای کار آفرینی و مدیریت با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات

enriching Business Administration by Information & Communications Technology

ثبت

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

بازگشت